دلار به ازای اطلاعات شخصی؛ تقسیم درآمد غول‌های فناوری با کاربران چه نتایجی دارد؟

درآمد کمپانی های فناوری به حد سرسام آوری افزایش یافته و در لیست ثروتمندترین افراد دنیا، همیشه نام تعداد زیادی از موسسان این شرکت ها به چشم می خورند. افرادی نظیر زاکربرگ و موسسان گوگل در مدتی کوتاه به ثروتی افسانه ای دست یافته اند اما ممکن است در سیستمی شبیه به پرداخت یارانه در ایران، ناچار به شریک کردن میلیون ها نفر دیگر در درآمد خود شوند.

درآمد گوگل فراتر از حد تصور است. این شرکت تنها در زمستان گذشته بیش از ۳۶ میلیارد دلار درآمد داشته که با یک ضرب و تقسیم ساده به رقم ۴۰۰ میلیون دلار در روز می رسیم. برای درک بهتر این عدد کافی است بدانید «سید حمید پورمحمدی»، معاون سازمان برنامه و بودجه میزان درآمد دولت ایران از فروش نفت در سال جاری را ۵.۲۵ میلیارد دلار برای هر فصل برآورد کرده، یعنی چیزی حدود یک هفتم درآمد کمپانی گوگل در مدت مشابه.

با در نظر گرفتن حاشیه سود ۲۳ درصدی در هر روز ۹۲ میلیون دلار سود به جیب گوگل می رود اما سوال اینجاست که این گنج از کجا استخراج می شود؟ این شرکت به روش های مختلفی درآمدزایی می کند اما پشتوانه اصلی آنها داده هایی است که من و شما در اختیارشان قرار می دهیم.

سرویس های گوگل نظیر موتور جستجو، جیمیل، مپس، پلی استور و غیره آنقدر محبوبند که محروم شدن از آنها می تواند حتی هواوی را به زانو درآورد. با این حال در پشت پرده تمامی سرویس ها و محصولات گوگل الگوریتم های برای ردیابی فعالیت های کاربر نهفته است.

کمپانی با رهگیری نحوه استفاده از این محصولات، پروفایلی را بر اساس فعالیت های شما شکل داده و از آن برای تبلیغ هدفمند محصولات و سرویس هایی استفاده می کند که ممکن است به نظرتان جذاب باشد. گوگل با استفاده از این روش به تبلیغ دهندگان کمک می کند سرویس های خود را برای افراد با بیشترین احتمال خرید نمایش دهند.

واضح است که این شرکت برای دستیابی به درآمد تبلیغاتی عظیم به داده های کاربران وابسته است و در عوض سرویس های کارآمد و رایگانی را در اختیار آنها قرار می دهد. اما آیا این معامله منصفانه است؟ چرا نباید بخش کوچکی از این ثروت و درآمد هنگفت به ما برسد؟ اگر شرکت هایی نظیر گوگل صدها میلیون کاربر را در سود خود شریک کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

ارزش داده های شما چقدر است؟

گوگل، فیسبوک و دیگر شرکت هایی که کسب و کار آنها مبتنی بر داده کاربران است، نه تمایلی به افشای ارزش این اطلاعات دارند و نه قانون آنها را وادار به ارائه چنین اطلاعاتی می کند. البته ممکن است در آینده نزدیک ورق برگردد.

در سال های اخیر ارزش داده های خرد کاربران در مقیاس وسیع به خوبی روشن شده و مقامات و کارشناسان در کشورهای مختلف تلاش هایی را برای مجبور کردن غول های فناوری به افشای ارزش دقیق این اطلاعات صورت داده اند که هنوز راه به جایی نبرده است.

در جدیدترین مورد دو سناتور آمریکایی به نام «مارک وارنر» و «جاش هالی» از احزاب جمهوری خواه و دموکرات لایحه ای میان حزبی با عنوان «قانون دشبورد» را به مجلس ارائه کرده اند که از شرکت های فعال در زمینه جمع آوری داده و شبکه های اجتماعی می خواهد نحوه جمع آوری داده و استفاده از آن برای درآمدزایی را به کاربران و سازمان های قانونی اطلاع دهند.ارزش داده

هرچند این طرح هنوز تصویب نشده اما فیسبوک از همین حالا به دنبال شانه خالی کردن از زیر آن است. البته این مساله جای تعجبی هم ندارد چون برآوردها حاکی از این است که زاکربرگ و رفقا به ازای هر کاربر ماهیانه به صورت میانگین ۷ دلار به جیب می زنند. این رقم برای کاربران با فعالیت بیشتر به ۱۱ تا ۱۴ دلار در ماه هم می رسد، البته این نتایج حاصل یک برآورد اولیه است و چه بسا ارقام واقعی به مراتب بیشتر باشند.

با فرض اینکه فیسبوک به ازای هر عضو ماهیانه ۱۰ دلار درآمد داشته باشد و فقط ۵ درصد آن را به کاربر بدهد، رقمی معادل ۵۰ سنت یا حدود ۶۵۰۰ تومان در ماه حاصل می شود که برای خرید یک سطل ماست هم کفایت نمی کند؛ البته این تنها ظاهر ماجراست.

اولا ممکن است سهم کاربر را بسیار بیشتر در نظر گرفت و در ثانی هر فرد ماهیانه از ده ها شبکه اجتماعی و سایت نظیر گوگل، یوتیوب، اینستاگرام، واتس اپ، توییتر و مهمتر از همه خود سیستم عامل اندروید استفاده می کند. در نتیجه اگر حتی تعداد انگشت شماری ناچار به پرداخت سهمی از درآمد به کاربر شوند، می توان امیدوار بود که ماهیانه رقمی به مراتب بالاتر از یارانه به جیب کاربر واریز شود.

شباهت درآمد فروش داده با پرداخت یارانه

هرچند این رقم طبق برآوردهای اولیه چندان دندان‌گیر نیست اما مهم این است که فرد بدون کار یا فعالیت خاصی و تنها به واسطه استفاده روزمره از یک محصول آنرا دریافت می کند. این طرح شباهت زیادی به طرح پرداخت درآمد همگانی (UBI) دارد.

انواع مختلفی از UBI در دنیا وجود دارد اما در همه آنها کم و بیش شهروندان، فارغ از درآمدهای دیگر مبلغی را به شکل منظم و بدون قید و شرط از طرف دولت یا دیگر نهادهای عمومی دریافت می کنند. هدف از پرداخت این مبلغ اطمینان از فراهم شدن حداقل های زندگی از جمله اجاره خانه، غذا و حتی دسترسی به اینترنت برای شهروندان و حفظ کرامتی است که در قانون اساسی پیش بینی می شود.

ارزش داده

UBI در برخی کشورهای دنیا نتایج مثبتی به دنبال داشته چون علاوه بر بهبود کیفیت زندگی قشر محروم به تقویت چرخه اقتصادی هم کمک می کند، در برخی کشورها هم استقبال چندانی از آن نشده است.

دلیل این تناقض به تعریف مختلف کشورها از ارزش انسان برمی گردد. برای مثال در فنلاند فرد به صورت فطری و فارغ از تعاریف دیگر دارای ارزش است اما در آمریکا ارزش فرد بر اساس بهره کاری و پولی که بابت آن دریافت می کند، سنجیده می شود. تغییر این دیدگاه به مدت زیادی نیاز دارد اما سهیم شدن کاربران در درآمد شرکت های بزرگ فناوری می تواند به تسریع آن کمک کند.

به عبارت دیگر کاربران سراسر دنیا با دریافت درآمد به خاطر استفاده از یک محصول با UBI آشنا شده و این ایده را کنار می گذارند که تنها راه برای داشتن یک زندگی با حداقل‌های اولیه داشتن شغل ثابت است.

تغییر مفهوم درآمد در آینده

با گسترش ربات ها و افزایش کارایی هوش مصنوعی طولی نخواهد کشید که بسیاری از مشاغل فعلی حذف خواهند شد. برآوردها حاکی از این است که ۴۳ درصد مشاغل فعلی در آمریکا طی سال های آینده در معرض اتوماسیون قرار دارند.

در آن زمان با خیل عظیمی از افراد مواجه خواهیم بود که هیچ شغلی برای آنها وجود ندارد. در صورتی که سیستم تقسیم ثروت همچنان بر میزان ساعت کار هر فرد در هفته و ارزش این فعالیت متکی باشد، با چالش های جدی مواجه خواهیم شد.

ارزش داده

فارغ از اینکه گوگل، فیسبوک و شرکت هایی از این دست به سهیم کردن کاربران تن در می دهند یا خیر، کسب درآمد از طریق بکارگیری محصولی که به درآمدزایی شرکت کمک می کند، می تواند مفهوم درآمد در آینده باشد. این طرح همین حالا در مقیاس کوچکتری پیاده شده و کاربران می توانند با دانلود اپلیکیشن Google Opinion Rewards و پاسخ دادن به سوالاتی در مورد خود پاداشی بین ۰.۱ یا ۱ دلار را به صورت هفتگی دریافت کنند.

هر چند این پول را نمی توان مستقیما برداشت کرد و تنها برای خرید در پلی استور کاربرد دارد اما می توان روش کار آن را زیربنایی برای مفهوم درآمد در بلند مدت تلقی کرد؛ سیستمی که در آن فرد در ازای استفاده از یک محصول درآمدزا برای سازمان، پول دریافت می کند.

موانع سهیم شدن کاربران در درآمدها

پرداخت مبلغی منصفانه به میلیاردها نفر در سراسر دنیا سخت‌تر از تصورات اولیه خواهد بود. برای مثال فرض کنید گوگل و فیسبوک با چند میلیارد کاربر به چه زیرساخت عظیمی برای برآورد دقیق ارزش داده هر نفر طی یک ماه و واریز آن به حساب وی نیاز خواهد داشت.

همچنین به سوالاتی نظیر اینکه داده ها بر چه اساسی ارزش گذاری می شوند و اینکه درآمد چگونه به دست کاربران ایرانی و دیگر کشورهای تحت تحریم می رسد، پاسخ روشنی داده نشده است.

از طرف دیگر بعید نیست صدها میلیون کاربران با اطلاع از ارزش داده هایشان، دیگر تمایلی به استفاده از محصولات به ظاهر رایگان نظیر اندروید، کروم، مپس، پلی استور و غیره نداشته باشند. تحت این شرایط درآمد گوگل و دیگر شرکت ها شدیدا افت کرده و احتمالا مدل درآمدی خود را عوض خواهند کرد.

حاصل این تغییر و تحولات به احتمال قریب به یقین چیزی جز پولی شدن سرویس های رایگان و محبوب فعلی نخواهد بود که نمی توان به سادگی از کنار عواقب آن گذشت.

منبع:

android authority

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *